العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

136

شرح كشف المراد ( فارسى )

حروف و اصوات را در جسمى و جمادى ايجاد مىكند كه كاملا مفيد مراد و مقصود هستند همانگونه كه خداوند در شجره ايجاد كلام نمود و جناب موسى بن عمران شنيد . 2 - متكلمين اشعرى مىگويند : كلام خداوند يك كلام نفسى و معنوى است و آن حقيقت نه امر است و نه نهى و . . . و مانند ساير كمالات قديم و زائد بر ذات است و در اينكه مراد اشاعره از كلام نفسى چيست ؟ تفسيرهاى مختلفى ارائه شده امّا به نظر مىرسد مقبولترين تفسير همانا بيان فاضل قوشچى در شرح تجريد است كه مىگويد : مراد از كلام نفسى همان امر ثابت در ضمير متكلم است كه ثابت است و با اختلاف عبارات مختلف نمىشود بيان ذلك : هر گوينده‌اى كه در مقام سخن گفتن برمىآيد مراد و مقصودى دارد و ما فى الضميرى دارد كه مىخواهد با اين الفاظ از آن تعبير كند ما آن امر باطنى را كلام نفسى مىدانيم و اين الفاظ را كلام لفظى مىناميم كه كاشف از آن باطن هستند و استدلال مىكنند به شعر شاعر : انّ الكلام لفى الفؤاد و انّما * جعل اللسان على الفؤاد دليل جناب علّامه مىفرمايد : مرادتان از كلام نفسى چيست ؟ آيا مرادتان اينست كه خداوند قدرت دارد بر ايجاد اين الفاظ و كلمات ؟ اين كه برگشت به قدرت دارد آيا مرادتان اينست كه خداوند به معانى و مفاهيم اين الفاظ عالم است ؟ كه بر مىگردد به علم خدا و اگر مراد ديگرى داريد لطفا براى ما بيان كنيد تا ما تصور روشنى از آن داشته باشيم تا بتوانيم تصديق يا تكذيب كنيم چون تصديق فرع بر تصوّر است . و لذا ما قول اول را انتخاب مىكنيم .